معضله فلسطین یکې از مسایل مهم بین المللی است که دارای اثرات عمیق بر روابط و اوضاع دروني و بیروني کشورهای جهان معاصر، بالخصوص کشورهای اسلامی بوده و میباشد.
این معضله که تاکنون باعث پنج جنگ خونین بین کشورهای عرب و اسرائیل گردیده، منطقه شرق میانه را به سوی مسابقه تسلیحاتی سوق داده و باعث تقویه عوامل خشونت، از قبیل تندروي مذهبی، دکتاتوریهای پیهم، تروریزم دولتی و گروهي و تقویه تعصبات گوناگون گردیده است. جنگهای خونین سالهای 1948–49, 1956,، 1967، 1973–74 و 1982 م باعث قتل، بی خانمانسازی و بی جای شدن صدها هزار انسان فلسطینی گردیده که تا کنون به طور یک مشکل جدی به جای مانده و هزارها آواره فلسطینی در کشورهای مختلف جهان در یک سرنوشت نامعلوم به سر میبرند. مساله فلسطین علاوه براین زمینه مداخلات کشورهای قوی در منطقه را فراهم نموده که وقتاً فوقتاً به منظور تقویه حلفاء و طرفداران، بازاریابی برای اصادرات اسلحه، تسلط بر منابع و اهداف دیگر به بهانه های گوناگون وارد مداخله های نظامي و سیاسي درکشورهای منطقه میگردند و به مشکلات منطقوي دامن میزنند.
این مساله بیشتر از همه مذهبی بوده، دولت اسراییل که جلو مهم منازعه است، براساس مذهب استوار گردیده و اهداف مذهبی یهودی را دنبال میکند.
کشور اسراییل از نفایات یهودی کشورهای جهان، بالخصوص جهان غرب، به میان آمده و بمساعدت کشورهای غربی، در مدت کم به قوه قابل ملاحظه نظامی و اقتصادی منطقه مبدل گردید. اسرائیل با وجود قطعنامه های پیهم ملل متحد مبنی بر عدم مشروعیت شهرک سازیهای بر زمینهای فلسطینی به طور مسلسل به جمع سازی یهودیهای جهان دست زده و با غصب زمینهای ساکنین منطقه به اسکان آنان در منطقه پرداختند که بزرگترین موج این اسکان گزینیها را میتوان، نقل مکان و انتقال داراییهای 12 ملیون یهودی تبار کشورهای اتحاد جماهیر شوروي نام برد، که بعد از فروپاشي اتحاد شوروي به فلسطین انتقال یافتند.
درجهان امروزما که سرعت انتقال اثرات حوادث به طور چشمگیر افزایش یافته، تاثیرات جریانی با همچو ریشه های عمیق و انگیزه های داغ در محدوده جغرافیایی معینې باقی نخواهد ماند.
همین حالا، که کشور های جهان از پدیده ای بنام تروریزم نام میبرد و ازین دشمن غافلگیر در هراس میباشند به نظر تحلیلگران ورزیده قسمت اعظم آن در سایه همین معضله رشد نموده و به اوج رسیده است. ناعدالتیهای و تجاوزهای مسلسل در مناطق عرب نشین اسراییل باعث بر انګیختن خشونتها، بالخصوص در طبقات نسل جوان گردیده و نه تنها تهدیدی برای نظم و امنیت مناطق اسراییلی نشین و غرب ببار آورده بلکه کشورهای که خود در مخالفت با دولت اسراییل قرارداردند، با نتایج وخیم همچو خشونتها دست و گریبان میباشند.
مشکلات امنیتی باعث بی ثباتی منطقه گردیده و بې ثباتی منطقه بالنوبه، باعث کندي رشد اقتصادي منطقه میگردد و عوامل شیوع فقر، گرسنگي و بې اعتمادي را فراهم مې آورد.
طورېکه در جسم انسان دید میشود، جراثیم و امراض دور اعضای آسیب دیده و متضرر جمع میشوند، همینطور، در جوامع انساني، مناطق مورد نزاع و مخاصمه دایماً محلات تجمع افراد و گروههای مضر از قبیل مافیا، تروریزم، فاشیزم و باندهای ضد انسانی میباشد وعدم جلوگیری سریع مخاصمات و نزاعها به اخلال ثبات منطقه و کشورهای منطقه می انجامد.
تجربه افغانستان بهترین دلیل چنین وضعیتی بوده و جهانیان را به این اعتراف وادار نمود که فراموشي یک نقطه دوردست جهان هم بمثابه فراموشي امنیت و مصونیت عمومی جهان میباشد جهان فراموش نخواهد کرد که فاصله بین اسمان خراشهای نیویارک و غارهای توره بوړه از جدیت انتقال تاثیر حادثه کاسته نتوانست.